جمعه, ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۱ ق.ظ

درباره سايت

نويسندگان

پربحث ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

۵۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکایات» ثبت شده است

داستان های پیامبر اکرم (ص) :میهمان سرزده

 پیامبر (ص)

از اهل مدینه، پیامبر صلی اللّه علیه و آله و پنج نفر از اصحاب او را به غذائی که آماده کرده بودند دعوت نمودند. حضرت دعوت آنها را پذیرفت اما وقتی به منزل میزبان می رفتند در بین راه یک نفر دیگر که دعوت نشده بود به آنها گروید. وقتی به منزل نزدیک شدند پیامبر صلی اللّه علیه و آله به او گفت: آنها تو را دعوت نکرده اند همین جا بنشین تا من با آنها صحبت کنم و همراهی تو را، با آنها در میان گذارم و اجازه ورودت را بگیرم. (بحارالنوار، ج 16، ص 236.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستان های پیامبر اکرم (ص) :خود برتربینی

 پیامبر (ص)

نزد رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از شخصی تعریف شد. روزی او به محضر پیامبر صلی اللّه علیه و آله رسید. اصحاب عرض کردند: یا رسول اللّه این همان کسی است که از او به خوبی تعریف کردیم.
حضرت فرمود: من در چهره او نوعی سیاهی از شیطان می بینم. او نزدیک شد و بر پیامبر صلی اللّه علیه و آله سلام کرد.
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: تو را به خدا سوگند آیا در پیش خودنگفتی کسی بهتر از من در میان مردم نیست؟
او در پاسخ گفت: بله همینطور است که فرمودید. (محجة البیضاء ج 3، ص 436.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستان های پیامبر اکرم (ص):اهمیت طلب مردم

 پیامبر (ص)

جنازه مردی را آوردند تا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله بر آن نماز گذارد.
پیامبر صلی اللّه علیه و آله به اصحاب خود فرمود: شما بر او نماز بخوانید اما من نمی خوانم.
اصحاب گفتند: رسول اللّه! چرا بر او نماز نمی گذاری؟
حضرت فرمود: زیرا بدهکار مردم است.
ابوقتاده گفت: من ضامن می شوم که قرض او را ادا کنم.
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: بطور کامل ادا خواهی کرد؟
ابوقتاده: بله، بطور کامل ادا خواهم کرد. آنگاه پیامبر صلی اللّه علیه و آله بر او نماز گذارد.
ابوقتاده گوید: بدهکاری آن مرد هفده یا هجده در هم بود. (مستدرک الوسائل، ج 13، ص 404.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستان های پیامبر اکرم (ص) :اندازه معیشت

 پیامبر (ص)

روزی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله با همراهان خود در صحرا عبور می کرد که به شتربانی گذر کرد، کسی را فرستاد تا از او شیر بخواهد.
شتربان گفت: آنچه در سینه شترهاست صبحانه قبیله است و آنچه در ظرف هاست شام آنهاست.
رسول خدا صلی اللّه علیه و آله گفت: خدایا مال و فرزندانش را زیاد گردان.
آنگاه به راه افتادند تا به چوپانی رسیدند. حضرت کسی را فرستاد تا از او شیر بگیرد. چوپان گوسفند را دوشید و هرچه در ظرف داشت در ظرف پیامبر صلی اللّه علیه و آله ریخت و گوسفندی هم برای آن حضرت فرستاد و عرض کرد: همین اندازه نزد ما بود اگر بیشتر هم بخواهید به شما می دهیم.

داستان های پیامبر اکرم (ص) :کلیدی بی نیازی

 پیامبر (ص)

مردی از اصحاب پیامبر صلی اللّه علیه و آله به سخنی معیشت گرفتار شد. همسرش به او گفت: ای کاش به محضر پیامبر صلی اللّه علیه و آله می رفتی و از او چیزی رد خواست می کردی.
مرد تنگدست به خدمت پیامبر صلی اللّه علیه و آله آمد و و حضرت از او را مشاهده کرد فرمود: هر کسی از ما بخواهد به او عطا خواهیم کرد و هر کس بی نیازی جوید خداوند او را بی نیاز کند.
مرد فقیر با خود گفت: مقصود او من بودم. سپس به سوی همسرش بازگشت و او را از سخن حضرت خبردار کرد.
همسرش گفت: رسول خدا صلی اللّه علیه و آله هم بشر است (از حال تو خبر ندارد) او را آگاه کن.
آن مرد دوباره به محضر پیامبر صلی اللّه علیه و آله شرفیاب گشت و چون حضرت او را دید فرمود: هر کسی از ما بخواهد به او خواهیم داد و هر کس بی نیازی جوید خداوند بی نیازیش سازد. سه بار این تکرار شد و او به محضر پیامبر صلی اللّه علیه و آله می رفت و بر می گشت. آنگاه رفت و کلنگی عاریه کرد و برای کندن هیزم حرکت کرد و قدری هیزم آورد و به مقداری آرد فروخت و آردها را به منزل برد و از آن استفاده کردند. روز بعد هم رفت و هیزم بیشتری آورد و فروخت و. همواره کار می کرد و می اندوخت تا خود کلنگی خرید و گردید. آنگاه به محضر پیامبر صلی اللّه علیه و آله مشرف گردید و به اطلاع او رسانید که چگونه برای درخواست نزد او آمد و چه جمله ای را از او شنید.
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله فرمود: که من گفتم: هر که از ما بخواهد به او می دهیم و هرکه بی نیازی گرداند. (اصول کافی، باب القناعة.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستان های پیامبر اکرم (ص) :خوش برخوردی

 پیامبر (ص)

مردی به پیامبر صلی اللّه علیه و آله عرض کرد یا رسول اللّه من اقوامی دارم که با آنها صله ارحام می کنم اما آنها با من قطع رابطه کرده اند. من به آنها احسان می کنم اما آنها با من بدرفتاری می کنند، من بر بدیهای آنها حلم می ورزم اما آنها بر من جهالت می کنند.
حضرت فرمود: اگر آن گونه باشد که تو می گوئی گویا رنج و ناراحتی که از برخورد خوب تو به آنها می رسد دردناکتر است و تا تو در چنین حالی باشی خداوند پشتیبان تو خواهد بود. (محجة البیضاء، ج 5، ص 312.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستان های پیامبر اکرم (ص) :پرهیز از غضب

 پیامبر (ص)

مردی به پیامبرصلی اللّه علیه و آله عرض کرد یا رسول اللّه! مرا تعلیم ده!
حضرت فرمود: برو و غضب نکن.
آن مرد گفت: همین مرا بس است و به جانب قبیله خود رفت. ناگهان در میان طایفه اش جنگی در گرفت و مسلحانه در برابر یکدیگر صف کشیدند. آن مرد هم که و ضعیف جنگی را مشاهده کرده مسلح شد و در صف جنگاوران ایستاد. آنگاه سخن پیامبر صلی اللّه علیه و آله را بیاد آورد که به او فرمود: غضب نکن. اسلحه را کنار گذارد و به نزد مخالفین قوم خود رفت و گفت: ای مردم هر جراحت و قتل و زدن بی نشانه ای که در افراد شما به عهده من باشد و خونبهای آن را می پردازم.
مخالفین که برای سخنان صلح طلبانه را از او شنیدند گفتند: ما این جریمه را نمی خواهیم. برای شما باشد زیرا ما از شما به این جریمه سزاوارتریم. آنگاه با یکدیگر صلح کردند و با آن کینه از میان رفت. ( اص.ل کافی، باب غضب - سفینة البحار، ج 2، ص 320.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم(ع)محمدرضا اکبری

داستانهای پیامبراکرم (ص):احترام به والدین

مردی به محضر رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله مشرف می گردد و عرض کرد: یا رسول اللّه به چه کسی نیکی کنم؟
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: به مادرت.
دوباره سوال کرد سپس به چه کسی نیکی کنم؟
حضرت فرمود: به مادرت.
بار دیگر سوال کرد سپس به چه کسی نیکی کنم؟
حضرت فرمود: به مادرت.
بار چهارم سوال کرد آنگاه به چه کسی نیکی کنم؟
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: به پدرت. (محجة البیضاء، ج 3، ص 439)


منبع: کتاب قصه های تربیتی هارده معصوم،محمدرضا اکبری

داستانهای پیامبراکرم (ص):حفظ خویشاوندی

 پیامبر (ص)

شخصی نزد رسول اللّه خدا صلی اللّه علیه و آله آمد و عرض کرد: یارسول اللّه! بستگانم بامن قطع رابطه کرده و مرا مورد حمله و شماتت قرار داده اند آیا من هم با آنها قطع رابطه کنم؟
پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: با این وضع خداوند نظر و رحمتش را از همه شما بر می دارد. آن مرد گفت: پس چه کنم؟
حضزت فرمود: ایجاد رابطه کن باکسی که با تواضع رابطه کرده است و بخشش به کسی که تو را محروم ساخته است و عفو کن کسی را که به تو ظالم کرده است. در این صورت از سوی خداوند پشتیبانی رد برابر آنها خواهی داشت (محجة البیضاء، ج 3، ص 430.)


منبع:کتاب قصه های تربیتی چهارده معصوم،محدرضا اکبری

داستانهای پیامبر اکرم (ص): سخاوت

 پیامبر (ص)

خصلت سخاوت از پیامبر (ص) به یارانش نیز سرایت کرده بود، مورّخ معروف مسعودى در مروج الذّهب مى‏ گوید:
فقیرى تصمیم گرفت نزد عبید اللّه بن عباس بیاید، ولى اشتباه کرد و به حضور پیامبر (ص) آمد به خیال اینکه او عبید اللّه است و گفت: «به من کمک کن خداوند به تو روزى دهد، من شنیده‏ام عبید اللّه بن عبّاس هزار درهم به فقیر مى ‏دهد و از او عذر خواهى مى‏ کند».
پیامبر (ص) فرمود: من کجا و عبید اللّه کجا؟.