جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ

درباره سايت

نويسندگان

پربحث ترين ها

پيوندها

تصاوير برگزيده

۹۵ مطلب با موضوع «کلوب» ثبت شده است

10 مورد از عجیب‌ترین اختلالات خوابی

 سرگرمی اطلاعات عمومی کلوب سلامت علمی

10 مورد از عجیب‌ترین اختلالات خوابی ۰ نظر

اخیرا به 9 مورد از بیماری‌‌ های عجیب‌ و ترسناک دنیا، اشاره کردیم که در صورت مبتلا شدن به  آنها احتمالا با خطر مرگ رو‌به‌رو خواهید شد؛ مطلب زیر به‌نوعی مکمل مطلب قبلی است. خوابیدن یکی از کارهایی است که هر روز به‌طور معمول انجام می‌دهیم. خواب مثل عملکرد مغز رازهای ناشناخته‌ای دارد؛ با اینکه علم پزشکی به بسیاری از این اختلالات خوابی پاسخ داده است ولی بعضی از آنها تحت تاثیر وراثت یا ژنتیک هستند که با پیشرفت علم ژنتیک پزشکی به پاسخ دقیق آنها رسیدیم. خواب هم مانند هر یک از عملکرد اعضای بدن، می‌تواند تحت تاثیر بیماری‌ها قرار گیرد. 

مردم ایران نمی‌دانند چه می‌خورند

 سرگرمی کلوب تغذیه اطلاعات عمومی کلوب سلامت

مردم ایران نمی‌دانند چه می‌خورند ۰ نظر

محصولات تراریخته باعث ایجاد سرطانهای سینه، کبد، کلیه، ناباروری و سقط جنین
استاد ایرانی میکروبیولوژی مقیم امریکا:
در پی بالا گرفتن بحثها درباره سلامت محصولات دستکاری شده ژنتیکی یا تراریخته و حجم گسترده اعلام‌نظر موافقان و مخالفان

یکی بود یکی نبود . بهاره کوچولو نقاشی خوشگل کشیده بود ولی کاغذ نقاشی و گم کرده بود.

 کلوب کلوب کودک

یکی بود یکی نبود . بهاره کوچولو نقاشی خوشگل کشیده بود ولی کاغذ نقاشی و گم کرده بود. ۰ نظر

یکی بود یکی نبود . بهاره کوچولو نقاشی خوشگل کشیده بود ولی کاغذ نقاشی و گم کرده بود.

برگه ی شعر من

بهاره این طرف را نگاه کرد، آن طرف را نگاه کرد. ولی پیدا نکرد؟ کاغذش را گم کرده بود همان که شعر توش نوشته بود و قرار بود سر صف بخوانه. خوب یک بار دیگه هم گشت. اول کیفش را خالی کردهر چه را که تو کیفش بود بیرون ریخت.

وای چه چیزهایی که تو کیفش بود؟ مداد کوچولو. پلاستیکی که تویش نان و پنیر مانده بود و نخورده بود. خیار گندیده، وای تراش دوستش! چه قدردوستش بهش گفته بود که تراشم را دادم به تو، اما او گفته بود نه. خلاصه کیفش را خالی کرد. کتاب هایش را یکی یکی ورق زد و آن را دید. تو کتاب هایش هم نبود. حالا رفت سراغ دفترهاش. آن جا هم برگه نبود

خدایا: پس کجا گذاشتم؟

 برگه ی شعر منجیب کیفش را هم گشت. چه قدر خرده ریزه تو جیب هایش بود.بلند شد و جیب مانتویش را گشت.وای،آن جا هم نبود.داشت گریه اش می گرفت. داد زد: مامان، مامان، برگه ام نیست. مامان توی حیاط بود.پرسید:کدوم برگه؟ همان برگه ای که توش شعر نوشته بودم.

مامان گفت: وای! گفتم حتما کاری نداری باهاش.صبح بابا آن را دید و انداخت تو دوریختنی ها. بهاره با ناراحتی رفت سراغ سطل زباله. ولی دلش نیامد دستش را درون سطل کند. پوست تخم مرغ و میوه و تفاله چای. از توی کابینت یه دست کش یک بار مصرف برداشت و دستش راکرد توی سطل و آن جا نشست.اما فایده ای نداشت. وقتی مادرآمد داخل آشپزخانه بهاره را دید که داشت توی سطل را می گشت.

پرسید: بهاره چه کار می کنی؟ خوب دارم می گردم تا کاغذ شعرم را پیدا کنم. مادر خندید:آخه دختر جان کی دیدی بابا کاغذ را توی سطل زباله بیندازد؟ مگر صد بار نگفتم که باید زباله خشک و تر جدا باشند.برو تو بالکن ببین آن جاست؟

برگه ی شعر من

بهاره بدو رفت به طرف بالکن. دو تا سطل گوشه آن جا بود. یک سطل از ظرف پلاستیکی و سطل دیگر از کاغذ پر بود.برگه ی شعر بهاره روی کاغذ دیگری بود.  بهاره برگه را برداشت و بوسیدو گفت:" قربونت برم بابای خوش سلیقه، قول می دم از این به بعد رعایت کنم."

برگه ی شعر من


تبیان

افزایش رشد طلاق در برخی از استانها

 کلوب ازدواج کلوب

افزایش رشد طلاق در برخی از استانها ۰ نظر

"راستش طلاق گرفتن مثل آن است که آدم با کامیون سنگین تصادف کند. اگر از این حادثه جان سالم به در ببری، آن وقت دیگر با احتیاط به چپ و راست نگاه می کنی"

مریم عطاریان - بخش کلوب ازدواج تبیان
طلاق

معمولا طلاق کار دشواری است به خاطر احساساتی که همه در ضمیر ناهشیارشان نسبت به جدایی دارند. طلاق جز ده واقعه ای قرار دارد که بیشترین فشار و آسیب را به بار می آورد، یعنی در کنار حوادثی همچون مرگ همسر، تغییر شغل و نقل مکان جای دارد. تمامی این موارد می تواند فشار جسمی و روانی شدیدی را به بار بیاورد و قابل درک است که چرا مردم همواره در برداشتن گام آخر، تعلل می ورزیدند.
اما....

انگار روزگار عوض شده

گویی دیگر طلاق آن قدرها هم تلخ نیست و وقاحتش ریخته. شاید برخی از جوانان در این زمینه سبقت هم بگیرند و رکورد دار هم باشند. آنهایی که مدتی کوتاه از ازدواجشان نگذشته به این نتیجه می رسند که تفاهم ندارند و یا زوجینی که علی رغم پایبندی های زیادی که در زندگی شان هست، اما باز هم راه آخر را اول از همه انتخاب می کنند.
دیگر آمارها هم نشان می دهد که انگار این روزها، طلاق آن قدرها هم سخت و ناگوار نیست و شبیه به یک چالش سطحی شده که برخی از جونان خیلی راحت از روی آن می پرند.
آمارها دیگر سرگیجه آور شده، دیگر جوانها نسبت به طلاق استقبال بیشتری تا ازدواج دارند.
متاسفانه در سال گذشته در اکثر استانهای کشور، آمار طلاق روند افزایشی داشته، حال آنکه تعداد ازدواجها کاهش یافته است.

به نظر می رسد جامعه ایرانی مرکب، پیچیده و به طور کامل قشربندی شده است و همین موضوع موجب می شود که نتوانیم درباره دلایل طلاق با قاطعیت نظر بدهیم

از مجموع 31 استان کشور، تعداد ازدواج ها در 27 استان در سال 94 نسبت به سال 93 کاهش یافته است. بیشترین تعداد کاهش مربوط به چهار استان کردستان، سمنان، خراسان رضوی و آذربایجان شرقی است .

در مقابل تعداد ازدواج در چهار استان البرز، کرمان، کهکیلویه و بویر احمد و ایلام بیش از دیگر استان ها افزایش یافته است.

از میان 31 استان کشور تعداد طلاق در 19 استان روند افزایشی داشته و نکته قابل توجه این است که درصد تغییرات آن در مقایسه با تغییرات ازدواج بیشتر است.

استان کهکیلویه و بویر احمد بیشترین میزان افزایش طلاق در سال 94 به سال 93 را تجربه کرده و ایلام، البرز و کرمان در رتبه های دوم تا چهارم افزایش طلاق در سال 94 قرار دارند .


خواندن این اخبار مادرها را مضطرب؛
پدران را نگران؛
پسران را بدبین؛
دختران را ناامید و در یک کلام ترس از ازدواج را در دل یک جوان در آستانه ازدواج می کارد.
اما به راستی دلیل این همه رشد طلاق در کشور ما چیست؟
چرا برخی از استانها در این زمینه نسبت به برخی استانهای دیگر پیشی گرفته اند؟آیا دلیلی واحد برای این مهم وجود دارد یا دلایل متنوع است؟

به نظر می رسد تفاوت چشمگیری میان علل و عوامل طلاق در میان استانهای مختلف وجود دارد یعنی نمی توان یک علت واحد را در بروز افزایش نرخ طلاق در میان همه استانها عنوان کرد، بلکه از استانی تا استان دیگر تفاوتهای مختلفی برای افزایش یا کاهش نرخ طلاق وجود دارد اما به نظر می رسد با توجه به دادخواستهای طلاق زوجین،به ترتیب اعتیاد، خیانت، عدم مسئولیت پذیری همسر و درآمد ناکافی از مهمترین عوامل بروز طلاق میان زوجین است.
این درحالیست که ارزیابی های روان شناختی، عوامل متفاوت دیگری را در افزایش نرخ طلاق موثر می دانند. مطالعات نشان می دهد که مهم ترین عوامل طلاق عبارتست از عدم آشنایی با مهارتهای زندگی، عدم تامین نیازهای روحی و عاطفی، عدم بلوغ فکری، عدم شناخت قبل از ازدواج و... که البته مشکلات ناشی از اعتیاد و خیانت در رده های بعدی قرار میگیرند.

برخی صاحب نظران هم سر منشا اصلی طلاق را از سبک تربیتی متفاوت دختران و پسران می دانند. آنان  معتقدند که بخشی از طلاق ها به این علت رخ می دهد که دختران، مدرن و پسران بر اساس شیوه های سنتی جامعه پذیر می شوند.

در روند جامعه پذیری دختران تنها نقش های زنانه به آنان آموزش داده نمی شود و والدین آنان را به عنوان موجوداتی مستقل تربیت و به ورود به قلمروهای مردانه تشویق می کنند.

اما در مورد  نحوه جامعه پذیری فرزندان پسر به نظر می رسد، جامعه پذیری سنتی در این حوزه همچنان ادامه دارد و پسران صرفا برای برعهده گرفتن نقش های اجتماعی تربیت می شوند و تعریف خاصی از مردانگی به آنان آموزش داده می شود. مثلا بر اساس این تعریف پسران نباید در کارهای منزل مشارکت داشته باشند و .. همین تفاوت در سبک تربیتی دختران و پسران، باعث ایجاد تفاوت جدی در نگاه آنها به نقشهای جنسیتی شده و وقتی این دو جنس در هنگام ازدواج کنار هم قرار می گیرند، بعد از مدت کوتاهی دچار چالشهای جدی می شوند.

عوامل فرهنگی نقش بسیار موثرتری در رشد روند طلاق دارد چرا که در حال حاضر عوامل فرهنگی جای عوامل اقتصادی و اجتماعی را در بروز طلاق گرفته اند

اما برخی دیگر از کارشناسان معتقدند که عوامل فرهنگی نقش بسیار موثرتری در رشد روند طلاق دارد چرا که در حال حاضر عوامل فرهنگی جای عوامل اقتصادی و اجتماعی را در بروز طلاق گرفته اند. نبود توافق بین تعریف از ارزشها و هنجارهای اجتماعی ناظر بر نقش های خانوادگی که روابط زن و شوهر را در چارچوب نهاد خانواده تنظیم می کند، باعث می شود که با ایفای این نقش ها خانواده کارکرد خود را به انجام برساند و نقش های خود را در جامعه ایفا کند.
در گذشته با وجود نامتقارن بودن روابط خانوادگی و مرد سالاری، رابطه برد  ? برد بر خانواده حاکم بود. زنان می پذیرفتند که نقش های خانوادگی خود را انجام دهند و در حوزه روابط مادری و همسری ایفای نقش کنند و خود را فدای خانواده می کردند. آنان از انجام این کار احساس بدی نداشتند.

مبنای خانواده های هسته ای هم، عاطفه و عشق و علاقه بود و اهداف جمعی بر اهداف فردی تقدم داشت، همچنین رابطه بین اعضا برد  ? برد بود؛ اما با ورود زنان به عرصه عمومی، هم مردان و هم زنان اهداف فردگرایانه پیدا کردند و پیشرفت خود را مقدم بر پیشرفت خانواده دانستند. غلبه رابطه فردگرایانه باعث شد که رابطه بین اعضای خانواده به ویژه میان زنان و مردان به برد  ? باخت تبدیل شود و زنان نیز نبود توافق این نقش ها را نمی پذیرفتند. همین امر موجب بروز اختلاف میان خانواده ها شد که نتیجه آن بروز اختلافات زناشویی، طلاق عاطفی و طلاق شرعی شده است.

به نظر می رسد جامعه ایرانی مرکب، پیچیده و به طور کامل قشربندی شده است و همین موضوع موجب می شود که نتوانیم درباره دلایل طلاق با قاطعیت نظر بدهیم. در استانها و قشرهای مختلف اثر نبود توافق بین توزیع و تعریف نقش ها در روابط خانوادگی و ایجاد طلاق متفاوت است. نبود توافق فرهنگی بیشتر در خانواده های طبقه متوسط به بالا و بالا دیده می شود و زنان در خانواده های سنتی و مذهبی کمتر با چنین مسائلی مواجه می شوند.

در گذشته نه چندان دور، مبنای خانواده های هسته ای ، عاطفه و عشق و علاقه بود و اهداف جمعی بر اهداف فردی تقدم داشت

به نظر می رسد هرچقدر سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان بیشتر باشد، علل فرهنگی مانند نبود توافق میان نقش  زن و مرد بیشتر در طلاق نمود پیدا می کند.

متاسفانه تغییرفرهنگی در بخشی از جامعه، ارزشها و نهادها و اقشار جامعه رخ داده است و در برخی دیگر رخ نداده است و لذا  در قالب شکاف بین سنت و مدرنیته به آن پرداخته می شود. همین شکاف باعث می شود که در برخی از استانها نرخ طلاق رشد بیشتری داشته باشد. کما اینکه ملاحظه می شود که در آمار اخیر رشد نرخ طلاق در شهرهایی مثل تهران(علی رغم مشکلات فرهنگی که وجود دارد) با کاهش همراه است چرا که احتمالا این شکاف فرهنگی( در شهری مثل تهران) رو به کاهش است اما در مقابل،شاید به همین دلیل است که نرخ طلاق در استانهای سنتی تر، روند افزایشی به خود گرفته است)

لذا به نظر می رسد  اگر قرار است ارزشهای مدرن را بپذیریم باید کل جامعه این تحول ارزشی را تجربه کنند که البته این اتفاق زمان بر است و به تغییرات نسلی احتیاج دارد.

برای کاهش آمار طلاق در کشور نیاز است تا آموزش های قبل ازدواج، مشاوره های حین ازدواج و در آخرین مرحله مداخله در مشکلات زوجین در دستور کار قرار گیرد این درحالیست که متاسفانه در کشور فقط بر بعد مداخله تاکید شده و از آموزش و مشاوره غفلت شده است.


تبیان

ازدواج به خاطر پول

 کلوب ازدواج کلوب

ازدواج به خاطر پول ۰ نظر

درست است که هنوز پول و ثروت به بزرگترین معیار ازدواج در بین قشر جوان جامعه تبدیل نشده است اما زنگ های خطر در حال به صدا در آمدن است، بالا رفتن آمار طلاق در این سالها نشان می دهد معیار های هم کفوی در ازدواج در میان جوانان رنگ و بوی خود را از دست داده است و معیار های اخلاقی و انسانی در حال رنگ باختن است.

مرضیه ولی حصاری -بخش کلوب ازدواج تبیان
ازدواج، ثروت

اینکه هر جوانی بر اساس کدامین معیار به دنبال همسر ایدآل خود بگردد، می تواند مسیر زندگی او را تعیین کند.  بعضی مواقع افراد دچار نوعی خطا شده و پول را عامل خوشبختی و دوام زندگی خود می دانند در حالی که ثروت تنها یکی از عوامل خوشبختی است و اگر انتخاب همسر بر اساس معیار های منطقی و اصولی اتفاق افتاده باشد، نبودن ثروت نمیتواند خوشبختی یک زندگی راویران کند.
ازدواج یک مرحله و مقطع مهم در زندگی هر فرد است. پس ارزش آن را دارد که هر جوان وقت مناسبی را صرف بررسی معیارهای اصلی و فرعی خود برای اتخاذ یک تصمیم صحیح نماید. اینکه یک جوان بتواند فاکتورها و معیارهای مناسب برای خود در نظر بگیرد، می تواند نقش مهمی در کامیابی ویا ناکامی او در زندگی زناشویی آینده اش ایفا کند.
تناسب دختر و پسر از نظر معیارهای زندگی به معنای آن نیست که آنها از همه لحاظ شبیه یکدیگر باشند بلکه به این معنا است که دو جوان به چه میزان می توانند در مقابل تفاوت های موجود از خود انعطاف نشان دهند.

والدین و فرزندان تک بعدی

درست است که هنوز پول و ثروت به بزرگترین معیار ازدواج در بین قشر جوان جامعه تبدیل نشده است اما زنگ های خطر در حال به صدا در آمدن است

اگر خانواده ها بتوانند فرزندانشان رابر اساس یک الگوی مناسب و تحت یک تربیت اصولی بزرگ نمایند، فرزندانشان پس از رسیدن به سنین جوانی توانایی تشخیص معیارها و ملاک های مناسب را خواهند داشت؛ اما خانواده هایی که همواره تک بعدی به یک امر توجه ویژه نشان داده اند، قطعاً فرزندانشان نیز به صورت تک بعدی پرورش خواهند یافت، به طور مثال خانواده های مادی گرا هیچ گاه توجه ویژه ای به یک جوان تحصیل کرده که اندوخته علمی خود را پشتوانه خود ساخته و در تلاش است که پله های موفقیت را طی کند، نخواهند داشت چرا که همه چیز را در تهیه خانه ، پول و امکانات خلاصه می کنند.

نقش مادیات در زندگی

هم کفوی امری است که در فرهنگ اسلامی – ایرانی تاکیدات فراوانی به آن شده است. یعنی این که زن و شوهر دارای تناسب اخلاقی، ایمانی، فرهنگی و مالی باشند. در سالهایی نه چندان دور این هم کفوی امری بسیار مهم در انتخاب همسر بود ولی این روزها به نظر می رسد یک اصل مهمترین معیار زندگی جوانان شده است که آن هم پول و مادیات است. جوانانی که به صورت تک بعدی فقط به مادیات توجه دارند، غالباً به دنبال همسری هستند که از خانواده ای متمول و از لحاظ مالی در رفاه کامل به سر برد، و حال اگر دارای سایر ویژگی ها مناسب نبود اهمیت چندانی ندارد، زیرا پول می تواند جایگزین همه چیز باشد. این گونه از جوانان در رویای مسافرت های خارج از کشور، خرید لباسهای مارک دار، ترتیب دادن جشن ها و مهمانی های پر زرق و برق و داشتن خانه و خودرو های گران قیمت هستند و با این تصور که باداشتن چنین زندگی قطعاً خوشبختی به دنبال آنهاخواهد آمد، به دنبال همسری هستند که به رویاهای آنها جامه عمل بپوشاند و متاسفانه این تفکر منحصر به جنسیت خاصی نیست و در حال اشاعه بین دختران و پسران است.

یک شبه ره صد ساله رفتن

تناسب دختر و پسر از نظر معیارهای زندگی به معنای آن نیست که آنها از همه لحاظ شبیه یکدیگر باشند بلکه به این معنا است که دو جوان به چه میزان می توانند در مقابل تفاوت های موجود از خود انعطاف نشان دهند.

 اندیشیدن به اینکه ازدواج با فردی متمول می تواند باعث شود که ره صد ساله یک شبه پیموده شود، اساساً زندگی را تهدید میکند. شاید مواردی به طور استثنا دیده شده باشد که ازدواجی که بر پایه مادیات شکل گرفته است به ارتباط مستحکم و عاشقانه ختم شود، اما به طور غالب چنین ازدواج هایی دوام چندانی ندارد، زیرا شالوده این ازدواج های ها بر اساس معیار و شناخت صحیح استوار نگشته است.
در بسیاری از این ازدواج ها اختلاف سنی مشهودی میان زوجین وجود دارد و سن بالاتر یکی از طرفین می تواند نشاط و توازن اولیه زندگی را کاهش دهد. و از سویی دیگر ممکن است ثروت طرف مقابل به ابزار برای فخر فروشی و تحقیر شریک زندگی و به استثمار کشیدن او بدل شود، و نکته دیگر آنکه پول و مادیات می تواند یک شبه بر باد رود و زندگی بنا شده بر این معیار نیز به همراه ثروت بر باد خواهد رفت.

زنگ های خطر

درست است که هنوز پول و ثروت به بزرگترین معیار ازدواج در بین قشر جوان جامعه تبدیل نشده است اما زنگ های خطر در حال به صدا در آمدن است، بالا رفتن آمار طلاق در این سالها نشان می دهد معیار های هم کفوی در ازدواج در میان جوانان رنگ و بوی خود را از دست داده است و معیار های اخلاقی و انسانی در حال رنگ باختن است. در این میان این وظیفه به گردن خانواده ، رسانه ها و نهاد های تربیتی و آموزشی است که در صدد تربیت اصولی جوانان و شکل گیری تفکر منطقی در میان آنها باشند تا نهاد خانواده که مهمترین هسته تشکیل دهنده اجتماع است در معرض آسیب های کمتری قرار گیرد. 


تبیان

خانه ستاره های سینما چگونه است؟

 کلوب کلوب دکوراسیون

خانه ستاره های سینما چگونه است؟ ۰ نظر

چهره ها: در خانه جولیان مور زندگی واقعی جریان دارد: سه‌چرخه پسرش در راهروی ورودی است، جاروبرقی سر و صدا می‌کند، و فرزند او مشغول بازی در آشپزخانه است و وقتی این ستاره سینما و بازیگر فیلم‌های «خیلی دور از بهشت» و «ساعت‌ها» می‌خواهد تجدید قوا کند در کنار میز پذیرایی می‌نشیند و یک نوشیدنی می‌نوشد. او هرگز از زیرلیوانی استفاده نمی‌کند. این بازیگر موقرمز معمولا یک شلوار جین و یک پولیورمی پوشد

چگونه از انباری خانه بهتر استفاده کنیم؟

 کلوب کلوب دکوراسیون

چگونه از انباری خانه بهتر استفاده کنیم؟ ۰ نظر

طبقه بندی و نظم دهی: انبارها معمولا محلی برای نگهداری هر وسیله‌ای، از تجهیزات ورزشی گرفته تا وسایل تزئینی مربوط به مناسبت ها،لباس های فصلی و لوازم بی کاربردی هستند که ارزش نوستالژیک برای ما دارند .اما با برنامه‌ریزی شما می‌توانید انبار خود را تبدیل به فضایی هماهنگ و نظم یافته برای خود کنید.

عوامل خطر دیابت نوع دو کدامند؟

 کلوب کلوب سلامت

عوامل خطر دیابت نوع دو کدامند؟ ۰ نظر

عوامل خطر زیادی برای ابتلا به دیابت نوع دو وجود دارد. بعضی از این عوامل به سوابق خانوادگی و ژنتیکی برمی گردند و همیشه با ما هستند، اما برخی از این عوامل قابل پیشگیری و کنترل می باشند.

وقتی عاشق می شوید، در بدنتان چه می گذرد؟

 کلوب کلوب سلامت

وقتی عاشق می شوید، در بدنتان چه می گذرد؟ ۰ نظر

همه افراد در طول زندگی خود عشق را تجربه کرده اند. اما آیا می دانید که در زمان عاشقی چه اتفاقاتی در بدن تان رخ می دهد؟ هجوم عواطف عاشقانه باعث ایجاد علائم واقعی در بدن می شود که علم پزشکی به تشریح آن پرداخته است. اگر کنجکاو هستید بدانید که با عاشق شدن چه اتفاقاتی در بدن می افتد، خواندن ادامه مطلب را از دست ندهید